منطقه مرگ (Death Zone) در کوههای بالای ۸۰۰۰ متر به نواحیای اطلاق میشود که ارتفاع آنها از ۸۰۰۰ متر بالاتر است. در این ارتفاع، میزان اکسیژن موجود در هوا کمتر از یکسوم مقدار آن در سطح دریاست، و بدن انسان دیگر قادر به تأمین اکسیژن کافی برای ادامهی فعالیتهای عادی نیست. این شرایط باعث کاهش شدید عملکرد فیزیکی و ذهنی شده و در صورت عدم استفاده از اکسیژن کمکی، میتواند در مدت کوتاهی منجر به بیهوشی، سرمازدگی یا مرگ شود.
مفهوم منطقه مرگ نخستین بار در سال ۱۹۵۳ توسط ادوارد ویس-دنانت، پزشک سوئیسی، معرفی شد. تمامی ۱۴ قلهی بالای ۸۰۰۰ متر، از جمله کوه اورست، در این محدوده قرار دارند.
آنچه در این مقاله خواهیم خواند:
خطرات منطقه مرگ
بیشتر مرگومیرهای مرتبط با کوهنوردی در ارتفاعات بالا، ناشی از اثرات مستقیم یا غیرمستقیم کاهش اکسیژن است. در این ارتفاعات، بدن به دلیل کاهش فشار اکسیژن قادر به تأمین نیازهای حیاتی خود نیست و بهتدریج عملکردهای حیاتی را از دست میدهد. برخی از مهمترین دلایل مرگ در منطقه مرگ عبارتاند از:
- ادم مغزی و ریوی ناشی از ارتفاع (HACE و HAPE): تورم مغز و تجمع مایع در ریهها که میتواند در مدت کوتاهی کشنده باشد.
- هیپوکسی شدید (کمبود اکسیژن): مغز و سایر اندامهای حیاتی اکسیژن کافی دریافت نکرده و فرد دچار ضعف، سرگیجه، گیجی و نهایتاً بیهوشی میشود.
- کاهش توانایی تصمیمگیری: کاهش سطح اکسیژن باعث خطاهای فاحش در تصمیمگیری شده و امکان بروز اشتباهات مرگبار را افزایش میدهد.
- سرمازدگی و یخزدگی: دمای منطقه مرگ میتواند به منفی ۵۰ درجه سانتیگراد برسد، که در ترکیب با بادهای شدید، خطر از دست دادن اندامها یا حتی مرگ را افزایش میدهد.
- عدم امکان امدادرسانی مؤثر: در این ارتفاع، امکان اجرای عملیات نجات بسیار محدود است و کوهنوردان عملاً باید خود را نجات دهند.
تأثیر منطقه مرگ بر بدن انسان
بدن انسان در سطح دریا بهترین عملکرد را دارد، زیرا میزان اکسیژن در هوا کافی است. اما با افزایش ارتفاع، فشار هوا کاهش یافته، درحالیکه درصد اکسیژن در هوا ثابت میماند. بهعنوان مثال:
- در ۵۵۰۰ متر (ارتفاع قله دماوند)، فشار هوا تقریباً نصف سطح دریا است.
- در قله اورست (۸۸۴۸ متر)، فشار هوا حدود یکسوم سطح دریا است، بهطوریکه هر نفس، فقط یکسوم اکسیژن معمول را تأمین میکند.
بدن انسان تلاش میکند با همهوایی (Acclimatization) خود را با این شرایط سازگار کند:
- افزایش تولید گلبولهای قرمز برای بهبود حمل اکسیژن.
- افزایش سرعت تنفس برای جذب اکسیژن بیشتر.
- کاهش عملکرد گوارشی برای حفظ انرژی.
- افزایش ضربان قلب برای جبران کمبود اکسیژن.
اما این فرایند به زمان نیاز دارد و همهوایی کامل در ارتفاعات بالای ۷۰۰۰ متر تقریباً غیرممکن است. در منطقه مرگ، بدن اکسیژن خود را بیشتر از مقدار دریافتی مصرف میکند و این منجر به ضعف، کاهش سطح هوشیاری، و در نهایت مرگ میشود.

اکسیژن کمکی و راهکارهای زنده ماندن
بیشتر کوهنوردان برای کاهش اثرات کمبود اکسیژن، از سیلندرهای اکسیژن کمکی استفاده میکنند. اولین تلاشها برای استفاده از اکسیژن در کوه اورست به سالهای ۱۹۲۲ و ۱۹۲۴ توسط تیمهای بریتانیایی برمیگردد. کوهنوردان امروزی نیز برای کاهش زمان ماندگاری در منطقه مرگ، از تکنیکهای زیر استفاده میکنند:
- کاهش مدت اقامت در منطقه مرگ و صعود سریع به قله و بازگشت.
- استفاده از اکسیژن کمکی برای جلوگیری از کاهش شدید اکسیژن خون.
- برنامهریزی دقیق صعود و فرود و حرکت در شرایط جوی مساعد.
- استفاده از تیم پشتیبان شامل شرپاها و راهنمایان باتجربه.
دره رنگینکمان: آرامگاه کوهنوردان اورست
یکی از مخوفترین بخشهای منطقه مرگ در اورست، دره رنگینکمان (Rainbow Valley) است. نام این دره، در نگاه اول زیبا به نظر میرسد، اما در حقیقت، این منطقه پوشیده از اجساد کوهنوردانی است که نتوانستهاند از ارتفاعات اورست جان سالم به در ببرند. دلیل نامگذاری این دره، لباسهای رنگارنگ اجساد، چادرها، و تجهیزات باقیمانده از کوهنوردان جانباخته است که از فاصله دور مانند رنگینکمان دیده میشود.
چرا اجساد در منطقه مرگ باقی میمانند؟
- شرایط جوی نامناسب: انتقال اجساد از این ارتفاع دشوار و پرخطر است.
- هزینهی بالا: جابهجایی هر جسد میتواند بین ۴۰,۰۰۰ تا ۷۰,۰۰۰ دلار هزینه داشته باشد.
- خطرات نجات: برخی از کوهنوردان هنگام تلاش برای انتقال اجساد جان خود را از دست دادهاند.
نمادهای خفته ابدی در منطقه رنگینکمان
۱. “پوتین سبز” (Green Boots)
یکی از معروفترین اجساد در مسیر شمال شرقی اورست، جسدی است که با پوتینهای سبزرنگ و کپسولهای اکسیژن کنار خود به نمادی از خطرات اورست تبدیل شده است. تصور میشود که این جسد متعلق به تسوینگ پالجور، کوهنورد هندی، باشد که در سال ۱۹۹۶ در اورست جان باخت. برای سالها، پوتین سبز در گوشهای از یک غار یخی قرار داشت و بسیاری از کوهنوردان هنگام صعود، در کنار او استراحت میکردند.
۲. “زیبای خفته” (Sleeping Beauty)
داستان فرانسیس آرسنتیف یکی دیگر از غمانگیزترین روایتهای دره رنگینکمان است. وی در ۲۲ می ۱۹۹۸ بهعنوان اولین زن آمریکایی بدون اکسیژن کمکی به اورست صعود کرد، اما هنگام فرود، دچار ادم مغزی ناشی از ارتفاع شد و سه روز در منطقه مرگ گرفتار ماند. تلاشهای تیم نجات بینتیجه ماند و او در نهایت جان باخت. جسد او ۹ سال در مسیر کوهنوردان باقی ماند تا اینکه در سال ۲۰۰۷ توسط تیمی به پایینتر منتقل شد.

۳. هانلور اشماتس
هانلور اشماتس، کوهنورد آلمانی، در سال ۱۹۷۹ به قله اورست صعود کرد، اما هنگام بازگشت، گرفتار طوفان شد. او و همتیمیاش ری ژنت تصمیم گرفتند شب را در منطقه مرگ بمانند، اما به علت هیپوترمی (کاهش شدید دمای بدن) جان خود را از دست دادند. جسد او تا سالها در نزدیکی یال جنوبی باقی ماند.
نتیجهگیری
منطقه مرگ در کوهنوردی، بهویژه در کوه اورست، یکی از مرگبارترین نواحی روی زمین است. کمبود اکسیژن، سرما، شرایط نامساعد جوی، و فشار شدید بر بدن، کوهنوردان را در شرایط بسیار خطرناکی قرار میدهد. بسیاری از کوهنوردانی که در این منطقه جان باختهاند، برای همیشه در آنجا باقی ماندهاند، و دره رنگینکمان به نمادی از سختیها و خطرات صعود به اورست تبدیل شده است.
گردآوری و تنظیم: امیر سعید احمدی